دلت از آرزوی من انگار بی خبر نبود
سلام گل پسرم داشتم به دستهای کوچولو ونازت نگاه می کردم که از ته دل آرزو کردم پسرم اون دستهای خوشکلت آنقدر بزرگ بشن که سایبان نگاه نازت بشن... امیدوار اون روز زیبا منم باشم ... به خاطر تو هستم ، عزیزم این روزها سر سری می کنی و همه غش می شیم از خنده وای مامان من عاشقتم و یاد گرفتی از این طرف اطاق غلط بزنی تا اون طرف ، خلاصه خیلی جیگری شدی زیباترین خنده یه فرشته کوچولو این هم یه ژست ...
نویسنده :
مامان سامیار کوچولو
13:05











